انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
individual
انفرادی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- انفرادی
- تکی
معنی و کاربرد
انفرادی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to a single person or thing; separate.
مربوط به یک تن
He did individual work.
او کار انفرادی کرد.
The cells are individual.
سلولها انفرادی هستند.
هممعنیها (انگلیسی)
- single
- separate
متضادها (انگلیسی)
- collective
ترکیبهای رایج
- individual effort