پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

influential

متنفذ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متنفذ
  • تأثیرگذار
  • بانفوذ

معنی و کاربرد

  1. تأثیرگذار

    adjective — صفت
    English meaning

    Having a great effect on people or things.

    دارای نفوذ و اثر

    • She is an influential politician.

      او سیاستمداری تأثیرگذار است.

    • The book was highly influential.

      کتاب بسیار تأثیرگذار بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • powerful
  • persuasive
  • important

متضادها (انگلیسی)

  • insignificant
  • powerless

ترکیب‌های رایج

  • influential figure
  • highly influential

واژه‌های مرتبط