انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
injured
مجروح به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مجروح
- زخمی
- آسیب دیده
معنی و کاربرد
مجروح
adjective — صفتEnglish meaningHurt or wounded, especially physically.
کسی که در بدن آسیب دیده است
The injured man was taken to hospital.
مرد مجروح به بیمارستان برده شد.
Several people were injured in the crash.
چند نفر در تصادف مجروح شدند.
She comforted the injured child.
او کودک مجروح را دلجویی کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- wounded
- hurt
- damaged
متضادها (انگلیسی)
- healed
- unharmed
ترکیبهای رایج
- seriously injured
- slightly injured
- injured party
یادداشت کاربرد
مجروح بیشتر در آسیب بدنی و جنگی به کار می رود.