پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

innate

فطری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فطری
  • ذاتی
  • مادرزادی

معنی و کاربرد

  1. فطری

    adjective — صفت
    English meaning

    Present from birth rather than learned or acquired; inborn.

    ویژگی‌ای که از بدو تولد در انسان هست

    • Curiosity is an innate quality.

      کنجکاوی ویژگی‌ای فطری است.

    • She has an innate talent for music.

      او استعدادی فطری در موسیقی دارد.

  2. ذاتی

    adjective — صفت
    English meaning

    Belonging to the essential nature of something.

    جزء ذات و سرشت چیزی

    • This is an innate human trait.

      این ویژگی‌ای فطری در انسان است.

    • The desire for freedom is innate.

      میل به آزادی فطری است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • inborn
  • inherent
  • natural

متضادها (انگلیسی)

  • acquired
  • learned

ترکیب‌های رایج

  • innate ability
  • innate sense

یادداشت کاربرد

فطری به ویژگی‌هایی گفته می‌شود که در سرشت و آفرینش آدمی نهفته‌اند.

واژه‌های مرتبط