انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
invisible
نامرئی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نامرئی
- نادیدنی
- پنهان
معنی و کاربرد
نامرئی
adjective — صفتEnglish meaningUnable to be seen; not visible to the eye.
دیده نشدنی
The air is invisible.
هوا نامرئی است.
He felt invisible in the crowd.
او در میان جمعیت خود را نامرئی حس می کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- unseen
- hidden
متضادها (انگلیسی)
- visible
ترکیبهای رایج
- invisible hand