انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
visible
پیدا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پیدا
- آشکار
- نمایان
معنی و کاربرد
پیدا
adjective — صفتEnglish meaningAble to be seen; apparent or noticeable.
چیزی که دیده میشود یا آشکار است
The stars are clearly visible tonight.
امشب ستارهها بهخوبی پیدا هستند.
The damage was visible from the road.
آسیب از جاده پیدا بود.
شکلهای واژه
- comparative
- more visible
- superlative
- most visible
هممعنیها (انگلیسی)
- apparent
- noticeable
- evident
متضادها (انگلیسی)
- hidden
- invisible
ترکیبهای رایج
- clearly visible
- visible to the eye
یادداشت کاربرد
پیدا بهمعنای آشکار و نمایان است؛ ترکیب «پیدا کردن» بهمعنای to find است.