پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

irregular

نامنظم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نامنظم
  • بی‌ترتیب
  • نامرتب

معنی و کاربرد

  1. نامنظم

    adjective — صفت
    English meaning

    Not arranged in a regular pattern or happening at uneven intervals.

    بدون نظم و ترتیب منظم

    • The lines were irregular.

      خط ها نامنظم بودند.

    • He kept irregular working hours.

      او ساعات کاری نامنظمی داشت.

    • Her breathing became irregular.

      نفس کشیدن او نامنظم شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • uneven
  • inconsistent
  • patchy

متضادها (انگلیسی)

  • regular
  • even

ترکیب‌های رایج

  • irregular shape
  • irregular heartbeat
  • irregular pattern

واژه‌های مرتبط