پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

juicy

آبدار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • آبدار
  • پرجوهر
  • شاداب

معنی و کاربرد

  1. آبدار

    adjective — صفت
    English meaning

    full of juice; succulent and fresh

    میوه آبدار

    • The peach was sweet and juicy.

      هلو شیرین و آبدار بود.

    • This watermelon is very juicy.

      این هندوانه بسیار آبدار است.

  2. پرآب

    adjective — صفت
    English meaning

    containing much water; moist

    • The soil here is rich and moist.

      خاک اینجا حاصلخیز و آبدار است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • succulent
  • moist

متضادها (انگلیسی)

  • dry
  • parched

ترکیب‌های رایج

  • juicy fruit
  • juicy steak

واژه‌های مرتبط