پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

jumbled

درهم‌برهم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • درهم‌برهم
  • به‌هم‌ریخته
  • آشفته

معنی و کاربرد

  1. درهم‌برهم

    adjective — صفت
    English meaning

    Mixed up in a confused or disordered way.

    آشفته و به‌هم‌ریخته

    • The papers lay in a jumbled heap.

      کاغذها درهم‌برهم روی هم افتاده بودند.

    • His thoughts were jumbled.

      افکارش درهم‌برهم بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • disordered
  • chaotic

متضادها (انگلیسی)

  • orderly

واژه‌های مرتبط