انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
king
شاه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شاه
- پادشاه
- ملک
معنی و کاربرد
شاه
noun — اسمEnglish meaningA male ruler of an independent state, especially one who inherits the position by right of birth.
فرمانروای مرد یک کشور
The king ruled for forty years.
شاه چهل سال حکومت کرد.
The king lived in a large palace.
شاه در قصری بزرگ زندگی می کرد.
They crowned him king.
او را شاه کردند.
شکلهای واژه
- plural
- kings
هممعنیها (انگلیسی)
- monarch
- ruler
- sovereign
متضادها (انگلیسی)
- subject
- commoner
ترکیبهای رایج
- the king of
- crown a king
- king and queen
یادداشت کاربرد
واژه ملک (بدون تشدید) در فارسی به معنی پادشاه نیز به کار می رود.