پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

lazy

تنبل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تنبل
  • کاهل
  • بی‌حال

معنی و کاربرد

  1. تنبل

    adjective — صفت
    English meaning

    Unwilling to work or use energy.

    بی‌میل به کار و تلاش

    • He is too lazy to clean his room.

      او آن‌قدر تنبل است که اتاقش را تمیز نمی‌کند.

    • Don't be lazy; finish your work.

      تنبل نباش؛ کارت را تمام کن.

شکل‌های واژه

comparative
lazier
superlative
laziest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • idle
  • slothful
  • indolent

متضادها (انگلیسی)

  • diligent
  • hardworking

ترکیب‌های رایج

  • lazy afternoon
  • lazy student

واژه‌های مرتبط