انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
leftover
تهمانده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تهمانده
- پس مانده
- باقیمانده
معنی و کاربرد
تهمانده
noun — اسمEnglish meaningSomething remaining after the rest has been used.
باقی مانده
We ate the leftovers for lunch.
ناهار تهماندهها را خوردیم.
There is a leftover of rice.
تهماندهای برنج باقی مانده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- remainder
- remnant
- residue
ترکیبهای رایج
- leftovers for dinner
یادداشت کاربرد
تهمانده به معنی باقیمانده و پس مانده چیزهاست.