انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
remainder
باقیمانده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- باقیمانده
- باقی
- مانده
معنی و کاربرد
باقیمانده
noun — اسمEnglish meaningThe part of something that is left after the rest has been used or taken away.
آنچه پس از مصرف یا برداشتن بخشی میماند
Divide the remainder among the children.
باقیمانده را میان بچهها تقسیم کن.
He spent the remainder of the day reading.
باقیماندهٔ روز را به مطالعه گذراند.
شکلهای واژه
- plural
- remainders
هممعنیها (انگلیسی)
- rest
- leftover
- residue
ترکیبهای رایج
- the remainder of
- remainder of the year