انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
rest
بقیه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بقیه
- باقی
- مابقی
معنی و کاربرد
بقیه
noun — اسمEnglish meaningThe remaining part of something.
بخش باقیمانده
I'll eat the rest later.
بقیه را بعدا میخورم.
The rest of the story is sad.
بقیهٔ داستان غمانگیز است.
He spent the rest of the day reading.
بقیهٔ روز را به خواندن گذراند.
هممعنیها (انگلیسی)
- remainder
- leftover
ترکیبهای رایج
- the rest of