انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
lethargy
بیحالی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیحالی
- کسالت
- رخوت
معنی و کاربرد
بیحالی
noun — اسمEnglish meaningA lack of energy and enthusiasm; sluggishness.
He felt a strange lethargy.
او بیحالی عجیبی احساس کرد.
The heat caused lethargy.
گرما باعث کسالت شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- sluggishness
- torpor
متضادها (انگلیسی)
- energy
ترکیبهای رایج
- state of lethargy