پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

life

زندگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • زندگی
  • حیات
  • زندگانی

معنی و کاربرد

  1. زندگی

    noun — اسم
    English meaning

    The condition that distinguishes living beings; the period of one's existence.

    دربارهٔ حیات و دورهٔ زیستن

    • She loves life in the countryside.

      او زندگی در روستا را دوست دارد.

    • He lived a happy life.

      او زندگی شادی داشت.

    • Life is full of surprises.

      زندگی پر از غافلگیری است.

شکل‌های واژه

plural
lives

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • existence
  • lifetime
  • living

متضادها (انگلیسی)

  • death

ترکیب‌های رایج

  • way of life
  • enjoy life
  • quality of life

واژه‌های مرتبط