پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

life

حیات به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حیات
  • زندگی
  • زندگانی

معنی و کاربرد

  1. حیات

    noun — اسم
    English meaning

    The condition that distinguishes living beings from dead matter; the state of being alive.

    وضعیت زنده بودن جانداران

    • Water is necessary for life on Earth.

      آب برای حیات روی زمین ضروری است.

    • The doctor saved his life.

      پزشک حیات او را نجات داد.

    • Scientists search for life on other planets.

      دانشمندان در جست‌وجوی حیات در سیارات دیگر هستند.

  2. زندگی

    noun — اسم
    English meaning

    The period between birth and death; a person's way of living.

    دورهٔ زنده بودن یک فرد

    • He lived a simple life in the village.

      او زندگی ساده‌ای در روستا داشت.

    • She spent her whole life helping others.

      او تمام زندگی‌اش را به یاری دیگران گذراند.

شکل‌های واژه

plural
lives

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • existence
  • living
  • being

متضادها (انگلیسی)

  • death

ترکیب‌های رایج

  • daily life
  • save a life
  • way of life

یادداشت کاربرد

حیات واژه‌ای نسبتا رسمی است و در متون علمی و ادبی کاربرد دارد.

واژه‌های مرتبط