انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
life
حیات به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حیات
- زندگی
- زندگانی
معنی و کاربرد
حیات
noun — اسمEnglish meaningThe condition that distinguishes living beings from dead matter; the state of being alive.
وضعیت زنده بودن جانداران
Water is necessary for life on Earth.
آب برای حیات روی زمین ضروری است.
The doctor saved his life.
پزشک حیات او را نجات داد.
Scientists search for life on other planets.
دانشمندان در جستوجوی حیات در سیارات دیگر هستند.
زندگی
noun — اسمEnglish meaningThe period between birth and death; a person's way of living.
دورهٔ زنده بودن یک فرد
He lived a simple life in the village.
او زندگی سادهای در روستا داشت.
She spent her whole life helping others.
او تمام زندگیاش را به یاری دیگران گذراند.
شکلهای واژه
- plural
- lives
هممعنیها (انگلیسی)
- existence
- living
- being
متضادها (انگلیسی)
- death
ترکیبهای رایج
- daily life
- save a life
- way of life
یادداشت کاربرد
حیات واژهای نسبتا رسمی است و در متون علمی و ادبی کاربرد دارد.