انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
lifespan
عمر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عمر
- طول عمر
- زندگانی
معنی و کاربرد
عمر
noun — اسمEnglish meaningThe length of time for which a person, animal, or thing lives or exists.
مدت زنده بودن یک فرد یا چیز
The average lifespan has increased in recent years.
میانگین عمر در سالهای اخیر افزایش یافته است.
He spent his whole lifespan in that village.
او تمام عمرش را در آن روستا گذراند.
The lifespan of these batteries is short.
عمر این باتریها کوتاه است.
شکلهای واژه
- plural
- lifespans
هممعنیها (انگلیسی)
- lifetime
- duration
- life
ترکیبهای رایج
- average lifespan
- long lifespan
- short lifespan
یادداشت کاربرد
عمر بیشتر بر مدت زندگی و طول آن دلالت دارد.