انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
loose
سست به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سست
- شل
- ضعیف
معنی و کاربرد
سست
adjective — صفتEnglish meaningNot firmly or tightly fixed; relaxed or weak.
شل و نااستوار
This button is loose.
این دکمه سست است.
He has a loose tooth.
او دندانی لق دارد.
شکلهای واژه
- comparative
- looser
- superlative
- loosest
هممعنیها (انگلیسی)
- slack
- unsteady
- weak
متضادها (انگلیسی)
- tight
- firm
ترکیبهای رایج
- come loose
- loose ends
- loose grip
یادداشت کاربرد
سست هم برای اجسام شل و هم برای اراده و رفتار ضعیف به کار میرود.
واژههای مرتبط
- slack
- weak