پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

loose

سست به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سست
  • شل
  • ضعیف

معنی و کاربرد

  1. سست

    adjective — صفت
    English meaning

    Not firmly or tightly fixed; relaxed or weak.

    شل و نااستوار

    • This button is loose.

      این دکمه سست است.

    • He has a loose tooth.

      او دندانی لق دارد.

شکل‌های واژه

comparative
looser
superlative
loosest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • slack
  • unsteady
  • weak

متضادها (انگلیسی)

  • tight
  • firm

ترکیب‌های رایج

  • come loose
  • loose ends
  • loose grip

یادداشت کاربرد

سست هم برای اجسام شل و هم برای اراده و رفتار ضعیف به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط