پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

love

حب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حب
  • عشق
  • محبت

معنی و کاربرد

  1. حب

    noun — اسم
    English meaning

    A deep feeling of affection and attachment toward someone or something.

    در بیان علاقه و محبت قلبی

    • His love for his family never wavered.

      حب او به خانواده‌اش هرگز متزلزل نشد.

    • His heart was filled with love for his children.

      دلش از محبت به فرزندانش لبریز بود.

    • She showed great love toward the poor.

      او محبت زیادی به فقیران نشان می‌داد.

  2. عشق

    noun — اسم
    English meaning

    A strong romantic or passionate feeling for another person.

    در اشاره به عشق و دلبستگی

    • Their love grew stronger with time.

      عشق آن‌ها با گذشت زمان قوی‌تر شد.

    • He declared his love for her.

      او عشقش را به او ابراز کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • affection
  • fondness
  • devotion

متضادها (انگلیسی)

  • hatred
  • hate

ترکیب‌های رایج

  • fall in love
  • true love
  • love of God

یادداشت کاربرد

حب واژه‌ای عربی‌تبار و کمی ادبی است؛ در گفتار روزمره بیشتر عشق و محبت به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط