انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
lowly
فرومایه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرومایه
- پست
- حقیر
معنی و کاربرد
فرومایه
adjective — صفتEnglish meaningLow in status, rank, or importance; humble or base.
کسی یا چیزی در جایگاه پایین و بیارزش
He rose from a lowly position to lead the company.
او از جایگاهی فرومایه به رهبری شرکت رسید.
Do not despise the lowly.
فرومایگان را خوار مشمار.
شکلهای واژه
- comparative
- lowlier
- superlative
- lowliest
هممعنیها (انگلیسی)
- humble
- base
- mean
متضادها (انگلیسی)
- noble
- exalted
ترکیبهای رایج
- lowly origin
- lowly position
یادداشت کاربرد
فرومایه بار منفی دارد و به پستی و فرودستی اشاره میکند.