پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

mandatory

الزامی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • الزامی
  • اجباری
  • لازم‌الاجرا

معنی و کاربرد

  1. الزامی

    adjective — صفت
    English meaning

    Required by law or rules; compulsory.

    در معنای اجباری بودن

    • Wearing a helmet is mandatory.

      زدن کلاه ایمنی الزامی است.

    • Attendance is mandatory for all students.

      حضور برای همهٔ دانش‌آموزان الزامی است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • compulsory
  • obligatory
  • required

متضادها (انگلیسی)

  • optional
  • voluntary

ترکیب‌های رایج

  • mandatory requirement

واژه‌های مرتبط