پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

manifest

پدید به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پدید
  • آشکار
  • نمایان

معنی و کاربرد

  1. پدید

    adjective — صفت
    English meaning

    Clear or obvious to the eye or mind; apparent or visible.

    آشکار و نمایان

    • His joy was manifest to everyone.

      شادی او برای همه پدید بود.

    • The signs of change were manifest.

      نشانه‌های تغییر آشکار بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • apparent
  • evident
  • obvious

متضادها (انگلیسی)

  • hidden
  • obscure
  • invisible

ترکیب‌های رایج

  • manifest destiny
  • become manifest

یادداشت کاربرد

پدید بیشتر در ترکیب «پدید آمدن» و «پدیدار» به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط