انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
marine
دریایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دریایی
- وابسته به دریا
معنی و کاربرد
دریایی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to the sea or sea travel.
وابسته به دریا
Marine life is threatened by pollution.
حیات دریایی از آلودگی در خطر است.
The marine environment needs protection.
محیط دریایی به حفاظت نیاز دارد.
They studied marine biology.
آنها زیستشناسی دریایی خواندند.
هممعنیها (انگلیسی)
- maritime
- oceanic
- nautical
متضادها (انگلیسی)
- terrestrial
ترکیبهای رایج
- marine biology
- marine life
یادداشت کاربرد
دریایی صفت نسبی از دریا و به معنای وابسته به دریا است.