انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
means
وسیله به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- وسیله
- ابزار
- شیوه
معنی و کاربرد
وسیله
noun — اسمEnglish meaningA method or instrument used to achieve a result.
روش یا ابزاری برای رسیدن به هدف
The car is his means of transport.
خودرو وسیله حملونقل اوست.
They used every means to succeed.
آنها از هر وسیلهای برای موفقیت استفاده کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- method
- tool
- instrument
ترکیبهای رایج
- by means of
- means of transport
- a means to an end
یادداشت کاربرد
means هم مفرد و هم جمع به کار میرود.