پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

measured

سنجیده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سنجیده
  • اندیشیده
  • متعادل

معنی و کاربرد

  1. سنجیده

    adjective — صفت
    English meaning

    Careful, deliberate, and showing good judgment.

    دربارهٔ گفتار و رفتار

    • He gave a measured response to the question.

      او پاسخ سنجیده‌ای به پرسش داد.

    • Her words were calm and measured.

      سخنانش آرام و سنجیده بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • deliberate
  • considered
  • careful

متضادها (انگلیسی)

  • rash
  • hasty

ترکیب‌های رایج

  • measured tone
  • measured response

یادداشت کاربرد

سنجیده یعنی سنجش‌شده و توأم با تأمل.

واژه‌های مرتبط