انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
measured
سنجیده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سنجیده
- اندیشیده
- متعادل
معنی و کاربرد
سنجیده
adjective — صفتEnglish meaningCareful, deliberate, and showing good judgment.
دربارهٔ گفتار و رفتار
He gave a measured response to the question.
او پاسخ سنجیدهای به پرسش داد.
Her words were calm and measured.
سخنانش آرام و سنجیده بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- deliberate
- considered
- careful
متضادها (انگلیسی)
- rash
- hasty
ترکیبهای رایج
- measured tone
- measured response
یادداشت کاربرد
سنجیده یعنی سنجششده و توأم با تأمل.