پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

mercy

رحم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رحم
  • رحمت
  • ترحم

معنی و کاربرد

  1. رحم

    noun — اسم
    English meaning

    Compassion or forgiveness shown toward someone whom it is within one's power to punish or harm.

    دلسوزی و بخشش نسبت به دیگران

    • They begged for mercy.

      آنها طلب رحم کردند.

    • He showed mercy to his enemy.

      او به دشمنش رحم کرد.

    • The prisoners were treated without mercy.

      با زندانیان بدون رحم رفتار شد.

  2. رحم

    noun — اسم
    English meaning

    The womb, the organ in which a baby develops.

    عضو زهدان در بدن زن

    • The baby grows inside the womb.

      نوزاد در رحم رشد می کند.

    • The womb is a muscular organ.

      رحم اندامی عضلانی است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • compassion
  • pity
  • forgiveness

متضادها (انگلیسی)

  • cruelty
  • severity

ترکیب‌های رایج

  • show mercy
  • beg for mercy
  • without mercy

یادداشت کاربرد

رحم دو معنی دارد: بخشش و دلسوزی، و اندام زهدان.

واژه‌های مرتبط