انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
migration
کوچ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کوچ
- مهاجرت
- جابهجایی
معنی و کاربرد
کوچ
noun — اسمEnglish meaningMovement from one place to another, especially to live or work.
دربارهٔ جابهجایی و مهاجرت
The birds begin their migration in autumn.
پرندگان در پاییز کوچ خود را آغاز میکنند.
Economic migration has increased.
کوچ اقتصادی افزایش یافته است.
The migration lasted many weeks.
این کوچ هفتههای بسیاری طول کشید.
هممعنیها (انگلیسی)
- relocation
- move
- displacement
- exodus
ترکیبهای رایج
- mass migration
- seasonal migration
یادداشت کاربرد
کوچ یعنی جابهجا شدن و مهاجرت.
واژههای مرتبط
- relocation
- exodus