انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
misery
محنت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- محنت
- بدبختی
- رنج
معنی و کاربرد
محنت
noun — اسمEnglish meaningA state of great suffering or unhappiness.
رنج و بدبختی
The war brought great misery.
جنگ محنت بزرگی به بار آورد.
He endured years of misery.
او سالها محنت کشید.
بدبختی
noun — اسمEnglish meaningExtreme poverty or hardship.
تنگدستی و سختی
They lived in misery.
آنها در بدبختی زندگی میکردند.
Her misery was hard to watch.
دیدن محنت او دشوار بود.
شکلهای واژه
- plural
- miseries
هممعنیها (انگلیسی)
- suffering
- wretchedness
- distress
متضادها (انگلیسی)
- happiness
ترکیبهای رایج
- human misery
- live in misery