انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
mission
ماموریت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ماموریت
- وظیفه
- سفارش
معنی و کاربرد
ماموریت
noun — اسمEnglish meaningAn important job or task that a person or group is sent to carry out, especially a journey made for a purpose.
کاری که شخص یا گروهی برای انجام آن فرستاده میشود
The soldiers were sent on a dangerous mission.
سربازان به ماموریت خطرناکی فرستاده شدند.
He completed the mission on time.
او ماموریت را بهموقع انجام داد.
شکلهای واژه
- plural
- missions
هممعنیها (انگلیسی)
- assignment
- task
- errand
ترکیبهای رایج
- on a mission
- complete a mission
- rescue mission
یادداشت کاربرد
ماموریت به وظیفه و کار سپردهشده اشاره دارد.