انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
moderation
میانهروی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- میانهروی
- اعتدال
- میانهروی
معنی و کاربرد
میانهروی
noun — اسمEnglish meaningThe avoidance of extremes; the quality of being moderate.
پرهیز از افراط و تفریط
He is known for his moderation in politics.
او به میانهروی در سیاست شناخته میشود.
Moderation in eating is good for health.
میانهروی در خوردن برای سلامتی خوب است.
هممعنیها (انگلیسی)
- temperance
- restraint
- balance
متضادها (انگلیسی)
- extremism
- excess
ترکیبهای رایج
- in moderation
واژههای مرتبط
- temperance
- balance