پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

mute

گنگ به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گنگ
  • لال
  • بی‌کلام

معنی و کاربرد

  1. گنگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Unable to speak; silent.

    توانایی سخن گفتن نداشتن

    • The child was mute from birth.

      کودک از بدو تولد گنگ بود.

    • He stood mute before the judge.

      او در برابر قاضی گنگ ایستاد.

  2. گنگ

    adjective — صفت
    English meaning

    Unclear or confusing in meaning; ambiguous.

    نامفهوم و مبهم

    • His answer was vague.

      پاسخ او گنگ بود.

    • The recording was unclear.

      ضبط گنگ بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dumb
  • silent
  • speechless

متضادها (انگلیسی)

  • vocal
  • talkative

واژه‌های مرتبط