پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

silent

خاموش به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خاموش
  • ساکت
  • بی‌صدا

معنی و کاربرد

  1. خاموش

    adjective — صفت
    English meaning

    Making no sound; quiet.

    برای توصیف سکوت و بی‌صدایی

    • The room was silent.

      اتاق خاموش بود.

    • Be silent, please.

      لطفا ساکت باشید.

  2. خاموش

    adjective — صفت
    English meaning

    Not functioning or switched off.

    برای وسایل برقی

    • Turn off the light.

      چراغ را خاموش کن.

    • The engine is off.

      موتور خاموش است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • quiet
  • noiseless
  • mute

متضادها (انگلیسی)

  • loud
  • noisy

ترکیب‌های رایج

  • fall silent
  • keep silent
  • silent night

واژه‌های مرتبط