انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
neck
گردن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گردن
معنی و کاربرد
گردن
noun — اسمEnglish meaningThe part of the body connecting the head to the rest of the body.
عضو بدن میان سر و تنه
She wore a scarf around her neck.
او شالی دور گردنش بست.
He turned his neck to look behind.
او گردنش را چرخاند تا پشت سر را ببیند.
The giraffe has a very long neck.
زرافه گردنی بسیار بلند دارد.
شکلهای واژه
- plural
- necks
ترکیبهای رایج
- neck and neck
- break one's neck
- up to one's neck
یادداشت کاربرد
گردن در فارسی هم به این عضو بدن و هم در کنایه به مسئولیت («به گردن کسی بودن») گفته میشود.