پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

throat

گلو به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گلو
  • حلق

معنی و کاربرد

  1. گلو

    noun — اسم
    English meaning

    The passage at the front of the neck through which food and air pass.

    راه عبور غذا و هوا در جلوی گردن

    • I have a sore throat.

      گلویم درد می‌کند.

    • He cleared his throat before speaking.

      او پیش از سخن گفتن گلویش را صاف کرد.

    • The cold air hurt her throat.

      هوای سرد گلوی او را آزار داد.

شکل‌های واژه

plural
throats

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • gullet
  • pharynx

ترکیب‌های رایج

  • sore throat
  • clear one's throat
  • throat infection

یادداشت کاربرد

گلو بخش جلوی گردن است که غذا و هوا از آن می‌گذرد.

واژه‌های مرتبط