انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
throat
گلو به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- گلو
- حلق
معنی و کاربرد
گلو
noun — اسمEnglish meaningThe passage at the front of the neck through which food and air pass.
راه عبور غذا و هوا در جلوی گردن
I have a sore throat.
گلویم درد میکند.
He cleared his throat before speaking.
او پیش از سخن گفتن گلویش را صاف کرد.
The cold air hurt her throat.
هوای سرد گلوی او را آزار داد.
شکلهای واژه
- plural
- throats
هممعنیها (انگلیسی)
- gullet
- pharynx
ترکیبهای رایج
- sore throat
- clear one's throat
- throat infection
یادداشت کاربرد
گلو بخش جلوی گردن است که غذا و هوا از آن میگذرد.