انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
new
جدید به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جدید
- نو
- تازه
معنی و کاربرد
جدید
adjective — صفتEnglish meaningRecently made, created, or discovered; not existing before.
چیزی که تازه ساخته یا پیدا شده
She bought a new car.
او خودروی جدیدی خرید.
I have a new idea for the project.
برای این پروژه ایدهٔ جدیدی دارم.
The building looks brand new.
ساختمان کاملا نو به نظر میرسد.
شکلهای واژه
- comparative
- newer
- superlative
- newest
هممعنیها (انگلیسی)
- fresh
- novel
- recent
متضادها (انگلیسی)
- old
- ancient
- used
ترکیبهای رایج
- brand new
- new job
- new year