انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
observer
مبصر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مبصر
- بیننده
- ناظر
معنی و کاربرد
مبصر
noun — اسمEnglish meaningA person who observes or watches; a perceptive onlooker.
کسی که میبیند یا نظاره میکند
The observer noted every detail.
مبصر هر جزئیاتی را یادداشت کرد.
An impartial observer judged the contest.
ناظری بیطرف مسابقه را داوری کرد.
شکلهای واژه
- verb
- observe
هممعنیها (انگلیسی)
- watcher
- onlooker
- beholder
ترکیبهای رایج
- keen observer
- impartial observer
یادداشت کاربرد
مبصر به بیننده و ناظر آگاه گفته میشود.
واژههای مرتبط
- watcher
- witness