انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
old man
پیرمرد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پیرمرد
- مرد سالخورده
معنی و کاربرد
پیرمرد
noun — اسمEnglish meaningAn elderly man.
مرد کهنسال
The old man walked slowly.
پیرمرد آهسته راه میرفت.
An old man sat on the bench.
پیرمردی روی نیمکت نشسته بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- elder
- elderly man
متضادها (انگلیسی)
- young man
ترکیبهای رایج
- elderly man