انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
operative
دایر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دایر
- فعال
- برپا
معنی و کاربرد
فعال
adjective — صفتEnglish meaningFunctioning or in operation.
وضعیت کار کردن چیزی
The factory is still operative.
کارخانه هنوز دایر است.
The school remained operative during the summer.
مدرسه در تابستان نیز دایر ماند.
The law is no longer operative.
آن قانون دیگر دایر نیست.
هممعنیها (انگلیسی)
- active
- running
- functioning
متضادها (انگلیسی)
- closed
- inactive
ترکیبهای رایج
- in operation
- remain operative
یادداشت کاربرد
دایر بیشتر در عبارت «دایر بودن» به کار میرود.