انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
opponent
مخالف به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مخالف
- حریف
- رقیب
معنی و کاربرد
مخالف
noun — اسمEnglish meaningSomeone who competes against or opposes another; an adversary.
در رقابت و مخالفت
He defeated his opponent.
او حریفش را شکست داد.
She is a strong opponent of the plan.
او مخالف سرسخت این طرح است.
شکلهای واژه
- plural
- opponents
هممعنیها (انگلیسی)
- adversary
- rival
- foe
متضادها (انگلیسی)
- ally
- supporter
ترکیبهای رایج
- political opponent
- defeat an opponent
یادداشت کاربرد
مخالف به عنوان صفت نیز به معنای «opposed» است.