انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
order
ترتیب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ترتیب
- نظم
- چیدمان
معنی و کاربرد
ترتیب
noun — اسمEnglish meaningThe arrangement of things in a particular sequence or orderly state.
نظم و چیدمان منظم
Put the books in alphabetical order.
کتابها را به ترتیب الفبایی بچین.
The names are listed in order.
نامها به ترتیب فهرست شدهاند.
شکلهای واژه
- plural
- orders
هممعنیها (انگلیسی)
- arrangement
- sequence
- orderliness
متضادها (انگلیسی)
- disorder
- chaos
ترکیبهای رایج
- in order
- alphabetical order
- keep order
یادداشت کاربرد
ترتیب هم به معنی نظم و هم به معنی توالی است.