پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

order

ترتیب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ترتیب
  • نظم
  • چیدمان

معنی و کاربرد

  1. ترتیب

    noun — اسم
    English meaning

    The arrangement of things in a particular sequence or orderly state.

    نظم و چیدمان منظم

    • Put the books in alphabetical order.

      کتاب‌ها را به ترتیب الفبایی بچین.

    • The names are listed in order.

      نام‌ها به ترتیب فهرست شده‌اند.

شکل‌های واژه

plural
orders

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • arrangement
  • sequence
  • orderliness

متضادها (انگلیسی)

  • disorder
  • chaos

ترکیب‌های رایج

  • in order
  • alphabetical order
  • keep order

یادداشت کاربرد

ترتیب هم به معنی نظم و هم به معنی توالی است.

واژه‌های مرتبط