انگلیسیبه فارسیverb — فعل
overthrow
برانداختن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برانداختن
- سرنگون کردن
- واژگون کردن
معنی و کاربرد
برانداختن
verb — فعلEnglish meaningTo remove forcibly from power.
ساقط کردن حکومت
The rebels overthrew the government.
شورشیان دولت را برانداختند.
They plotted to overthrow the king.
آنها نقشه برانداختن پادشاه را کشیدند.
شکلهای واژه
- past
- برانداخت
هممعنیها (انگلیسی)
- topple
- depose
- oust
متضادها (انگلیسی)
- install
- support
ترکیبهای رایج
- overthrow a government
یادداشت کاربرد
برانداختن به معنی سرنگون کردن حکومت یا نظام است.