پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

overthrow

برانداختن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برانداختن
  • سرنگون کردن
  • واژگون کردن

معنی و کاربرد

  1. برانداختن

    verb — فعل
    English meaning

    To remove forcibly from power.

    ساقط کردن حکومت

    • The rebels overthrew the government.

      شورشیان دولت را برانداختند.

    • They plotted to overthrow the king.

      آنها نقشه برانداختن پادشاه را کشیدند.

شکل‌های واژه

past
برانداخت

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • topple
  • depose
  • oust

متضادها (انگلیسی)

  • install
  • support

ترکیب‌های رایج

  • overthrow a government

یادداشت کاربرد

برانداختن به معنی سرنگون کردن حکومت یا نظام است.

واژه‌های مرتبط