پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

pain

درد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • درد
  • رنج
  • الم

معنی و کاربرد

  1. درد

    noun — اسم
    English meaning

    Physical suffering or discomfort caused by illness or injury.

    درد جسمی

    • I have a pain in my back.

      در کمرم درد دارم.

    • The medicine eased the pain.

      دارو درد را تسکین داد.

  2. رنج روحی

    noun — اسم
    English meaning

    Mental or emotional suffering.

    درد و رنج عاطفی

    • He hid his pain behind a smile.

      او دردش را پشت لبخند پنهان کرد.

    • The pain of losing a friend never fades.

      درد از دست دادن یک دوست هرگز فراموش نمی‌شود.

شکل‌های واژه

plural
pains

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • ache
  • agony
  • suffering

متضادها (انگلیسی)

  • pleasure
  • comfort

ترکیب‌های رایج

  • feel pain
  • ease the pain
  • a sharp pain

واژه‌های مرتبط