انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
partisanship
طرفداری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- طرفداری
- جانبداری
- حمایت
معنی و کاربرد
طرفداری
noun — اسمEnglish meaningSupport for one side or group, often without fair judgment of the other.
جانبداری از یک شخص یا گروه
His partisanship made him unfair.
طرفداری او را ناعادل کرده بود.
The referee showed partisanship toward one team.
داور به یک تیم طرفداری نشان داد.
حمایت
noun — اسمEnglish meaningActive support or backing of a person, cause, or team.
پشتیبانی از کسی یا چیزی
She declared her partisanship for the movement.
او حمایت خود را از آن جنبش اعلام کرد.
Their partisanship of the leader was clear.
طرفداری آنها از رهبر روشن بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- bias
- support
- favoritism
متضادها (انگلیسی)
- impartiality
- neutrality
ترکیبهای رایج
- political partisanship
- show partisanship
یادداشت کاربرد
طرفداری هم به معنای جانبداری و هم به معنای حمایت و پشتیبانی است.