انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
support
حمایت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- حمایت
- پشتیبانی
- پشتگرمی
معنی و کاربرد
حمایت
noun — اسمEnglish meaningAssistance or backing given to a person or cause.
کمک و پشتیبانی از کسی یا چیزی
Thank you for your support.
از حمایت شما سپاسگزارم.
The plan needs public support.
این طرح به حمایت عمومی نیاز دارد.
پشتوانه
noun — اسمEnglish meaningSomething that holds a thing up or keeps it steady.
چیزی که یک چیز را نگه میدارد
These pillars provide support for the roof.
این ستونها پشتوانه سقف هستند.
The bridge has strong support.
این پل پشتوانه محکمی دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- backing
- assistance
- protection
متضادها (انگلیسی)
- opposition
ترکیبهای رایج
- financial support
- give support
- moral support