پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

support

حمایت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • حمایت
  • پشتیبانی
  • پشتگرمی

معنی و کاربرد

  1. حمایت

    noun — اسم
    English meaning

    Assistance or backing given to a person or cause.

    کمک و پشتیبانی از کسی یا چیزی

    • Thank you for your support.

      از حمایت شما سپاسگزارم.

    • The plan needs public support.

      این طرح به حمایت عمومی نیاز دارد.

  2. پشتوانه

    noun — اسم
    English meaning

    Something that holds a thing up or keeps it steady.

    چیزی که یک چیز را نگه می‌دارد

    • These pillars provide support for the roof.

      این ستون‌ها پشتوانه سقف هستند.

    • The bridge has strong support.

      این پل پشتوانه محکمی دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • backing
  • assistance
  • protection

متضادها (انگلیسی)

  • opposition

ترکیب‌های رایج

  • financial support
  • give support
  • moral support

واژه‌های مرتبط