پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

partisanship

طرفداری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • طرفداری
  • جانبداری
  • حمایت

معنی و کاربرد

  1. طرفداری

    noun — اسم
    English meaning

    Support for one side or party; partiality.

    سیاسی و اجتماعی

    • His partisanship was obvious.

      طرفداری او آشکار بود.

    • The referee showed partisanship.

      داور طرفداری نشان داد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • favoritism
  • bias

متضادها (انگلیسی)

  • neutrality
  • impartiality

ترکیب‌های رایج

  • take sides
  • partisan support

یادداشت کاربرد

می‌تواند به معنای حمایت نیز به‌کار رود.

واژه‌های مرتبط