پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

passport

گذرنامه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گذرنامه
  • پاسپورت

معنی و کاربرد

  1. گذرنامه

    noun — اسم
    English meaning

    An official document identifying its holder and allowing travel abroad.

    سند رسمی سفر به خارج

    • He showed his passport at the border.

      او گذرنامه‌اش را در مرز نشان داد.

    • My passport will expire next year.

      گذرنامهٔ من سال آینده منقضی می‌شود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • travel document

واژه‌های مرتبط