انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
visa
ویزا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ویزا
- روادید
معنی و کاربرد
ویزا
noun — اسمEnglish meaningAn official endorsement on a passport allowing the holder to enter or leave a country.
مجوز ورود به کشور
I applied for a tourist visa.
من برای ویزای توریستی درخواست دادم.
His visa expires next month.
ویزای او ماه آینده منقضی میشود.
شکلهای واژه
- plural
- visas
هممعنیها (انگلیسی)
- entry permit
- permit
ترکیبهای رایج
- apply for a visa
- student visa
یادداشت کاربرد
روادید معادل فارسی ویزا است.