پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

visa

ویزا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ویزا
  • روادید

معنی و کاربرد

  1. ویزا

    noun — اسم
    English meaning

    An official endorsement on a passport allowing the holder to enter or leave a country.

    مجوز ورود به کشور

    • I applied for a tourist visa.

      من برای ویزای توریستی درخواست دادم.

    • His visa expires next month.

      ویزای او ماه آینده منقضی می‌شود.

شکل‌های واژه

plural
visas

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • entry permit
  • permit

ترکیب‌های رایج

  • apply for a visa
  • student visa

یادداشت کاربرد

روادید معادل فارسی ویزا است.

واژه‌های مرتبط