انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
permanent
دایمی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دایمی
- همیشگی
- پایدار
معنی و کاربرد
دایمی
adjective — صفتEnglish meaningLasting or intended to last for a long time or forever.
چیزی که همیشه برقرار است
She has a permanent job.
او شغل دایمی دارد.
The damage is permanent.
این آسیب دایمی است.
They are permanent residents here.
آنها ساکنان دایمی اینجا هستند.
هممعنیها (انگلیسی)
- lasting
- enduring
- persistent
متضادها (انگلیسی)
- temporary
ترکیبهای رایج
- permanent address
- permanent job
- permanent resident
یادداشت کاربرد
دایمی یعنی همیشگی و پایدار.