پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

phase

فاز به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فاز
  • مرحله
  • دوره

معنی و کاربرد

  1. فاز

    noun — اسم
    English meaning

    A distinct stage in a process or development.

    هر مرحله از یک فرایند

    • The project entered a new phase.

      پروژه وارد فاز جدیدی شد.

    • This is the first phase of testing.

      این فاز نخست آزمایش است.

شکل‌های واژه

plural
فازها

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • stage
  • step

ترکیب‌های رایج

  • first phase
  • final phase

واژه‌های مرتبط