انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
phase
فاز به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فاز
- مرحله
- دوره
معنی و کاربرد
فاز
noun — اسمEnglish meaningA distinct stage in a process or development.
هر مرحله از یک فرایند
The project entered a new phase.
پروژه وارد فاز جدیدی شد.
This is the first phase of testing.
این فاز نخست آزمایش است.
شکلهای واژه
- plural
- فازها
هممعنیها (انگلیسی)
- stage
- step
ترکیبهای رایج
- first phase
- final phase